فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

4

كليات ( فارسى )

كرده و در 730 تاريخ گزيده را يعنى نزديك چهل سال پس از مرگ او به پايان رسانيده نوشته است با آنچه ديگران آورده‌اند چند مورد اختلاف هست : 1 ) در تذكرة الشعراى دولتشاه نام پدر عراقى شهريار نوشته شده و حاج خليفه نيز در كشف الظنون در كلمهء « لمعات » همين مطلب را آورده و اسماعيل پاشا بغدادى در كتاب « هدية العارفين » و امير شير على خان لودى در مرآة الخيال و سيد محمد صديق حسن خان در شمع انجمن تكرار كرده‌اند در مآخذ چاپ نشده محمد صادق ناظم تبريزى در نظم گزيده و محمد عارف لقايى در مجمع الفضلاء نيز ناچار به پيروى از دولتشاه نام پدرش را ابراهيم دانسته‌اند . گمان ندارم كتابى سست‌تر و نامعتبرتر از تذكرة الشعراى دولتشاه سمرقندى دربارهء شاعران ايران باشد و پيداست كه حاج خليفه نيز بدان رجوع كرده و اين اشتباه را مكرر كرده و اسماعيل پاشا نيز ازو گرفته است . در منابع متعدد تنها درين پنج كتاب نام پدر وى را ابراهيم آورده‌اند . در تاريخ گزيده نام وى چنان كه گذشت بزرگمهر آمده است . در مقدمهء ديوان در يك نسخهء نام پدر وى نيست و در نسخهء ديگر همان روايت حمد اللّه مستوفى و بزرگمهرست . نسخه بسيار معتبرى ازين مقدمه در مجموعه‌اى كه پس ازين ذكر آن خواهد آمد متعلق به آقاى وزير الحسن عابدى دانشيار ادبيات فارسى در دانشگاه پنجاب در لاهورست و آن را با كمال گشاده‌رويى به من امانت داده و هنگام تدوين اوراق نزد من بود . در آنجا در متن صريحا نام وى را « فخر الملة و الدين ابراهيم بن بزرجمهر المشتهر بالعراقى » نوشته‌اند . پس جاى سخن نيست كه نام پدر وى بزرگمهر يا بضبط تازى بزرجمهر بوده و شهريار از مخترعات دولتشاه در تذكرة الشعراء و مانند بسيارى از مجعولات ديگر اوست . 2 ) چون حمد اللّه مستوفى نزديك‌ترين مؤلف به زمان اوست و نام جدش را عبد الغفار ضبط كرده دليلى نيست كه درين گفته ترديد كنم . در همهء كتابهاى ديگرى كه ذكرى از عراقى كرده‌اند مطلقا نام پدر و جد او را نياورده‌اند . 3 ) نسبت خانوادگى وى كه در تاريخ گزيده « جوالقى » ضبط شده ماخوذ از كلمهء جوالق تازى بكسر جيم و لام يا ضم جيم و فتح لام و يا ضم جيم و كسر لام